تبليغاتX
دختــــــــری از شـــــــهر ســـــکوت -

زمانی که رفت هیچ نگفتم...

اما لبان سکوتم چنین زمزمه می کرد ...

برگرد که برگشتنت عمر دوبارست...





نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 18:20 توسط []𺰰ºð[]_دختری از شهر سکوت_[]𺰰ºð[]

'