تبليغاتX
دختــــــــری از شـــــــهر ســـــکوت

می دونم بر نمی گردی...

ولی بازم صدات می کنم...

واسه همیشه رفته اما هنوزم دوسش دارم...

برای چه هنوز دوستش دارم نمی دونم...

ولی هنوز هم توی تک تک قطره های بارون ...

خاطرات روزهای بودنش را می بینم...





نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 18:58 توسط []𺰰ºð[]_دختری از شهر سکوت_[]𺰰ºð[]

'